<?xml version='1.0' encoding='UTF-8'?>
<ArticleSet>
  <Article>
    <Journal>
      <PublisherName>همایش آروین البرز</PublisherName>
      <JournalTitle>SEPJR</JournalTitle>
      <Issn></Issn>
      <Volume>2</Volume>
      <Issue>3</Issue>
      <PubDate PubStatus="epublish">
        <Year>2026</Year>
        <Month>04</Month>
        <Day>26</Day>
      </PubDate>
    </Journal>

    <ArticleTitle>تبارشناسی تحولات گفتمانی مفهوم نخبگی در آموزش‌وپرورش مدرن ایران (واکاوی اسناد و مطبوعات)</ArticleTitle>
    <VernacularTitle>تبارشناسی تحولات گفتمانی مفهوم نخبگی در آموزش‌وپرورش مدرن ایران (واکاوی اسناد و مطبوعات)</VernacularTitle>
    <FirstPage>268</FirstPage>
    <LastPage>279</LastPage>
    <ELocationID EIdType="doi">10.22051/jera.2021.31891.2698</ELocationID>
    <Language>FA</Language>

    <AuthorList>
      <Author>
        <FirstName>فاطمه</FirstName>
                <Affiliation>کارشناسی ارشد تاریخ و فلسفه آموزشوپرورش دانشگاه تهران</Affiliation>
      </Author>
    </AuthorList>

    <PublicationType></PublicationType>

    <History>
      <PubDate PubStatus="received">
        <Year>2026</Year>
        <Month>04</Month>
        <Day>26</Day>
      </PubDate>
    </History>

    <Abstract>پژوهش حاضر با رویکردی تبارشناسانه به بررسی تحول مفهوم نخبگی از آغاز شکل‌گیری آموزش‌وپرورش مدرن در ایران می‌پردازد. در این راستا، با بهره‌گیری از تحلیل گفتمانی به‌عنوان چارچوب روش‌شناختی، تلاش شده است تحولات تاریخی و اجتماعی هر دوره به‌صورت افقی مورد واکاوی قرار گیرد تا سازوکارهای شکل‌گیری و بازتولید گفتمان‌های نخبگی شناسایی شود. مسئله اصلی پژوهش، تبیین نحوه مواجهه گفتمان‌های حاکم بر نظام آموزشی ایران با مفهوم نخبگی در مقاطع مختلف تاریخی و شناسایی مؤلفه‌های برساخته این مفهوم در بستر کنش‌های آموزشی و اجتماعی است. نقطه آغاز این سیر تاریخی، دوره قاجار در نظر گرفته شده است؛ دوره‌ای که به‌واسطه شکل‌گیری آموزش‌وپرورش نوین و تأسیس مدرسه رشدیه توسط میرزاحسن تبریزی، زمینه‌های تحول در تعریف نخبگی فراهم شد. یافته‌ها نشان می‌دهد که مفهوم نخبگی در طول زمان، تحت تأثیر تحولات گفتمانی، از الگوهای سنتی مبتنی بر نجابت و منزلت اجتماعی به سوی الگوهای مدرن‌تر مبتنی بر سنجش‌پذیری آموزشی و معیارهای روان‌سنجی حرکت کرده است. در این چارچوب، سه گفتمان غالب شامل &amp;laquo;نجیب‌زادگی&amp;raquo;، &amp;laquo;امتحان‌محوری&amp;raquo; و &amp;laquo;روان‌سنجی‌محوری&amp;raquo; شناسایی شد که هر یک متناسب با شرایط تاریخی و اجتماعی، نقش تعیین‌کننده‌ای در بازتعریف نخبگی ایفا کرده‌اند. همچنین نتایج حاکی از آن است که با ورود آموزش رسمی به عرصه تربیت نخبگان و غلبه معیارهای نهادی‌شده آموزشی، شکافی معنادار میان تلقی اجتماعی از نخبگی و تعریف رسمی آن در نظام آموزشی پدید آمده است. در این میان، &amp;laquo;دانش&amp;raquo; به‌عنوان شاخص غالب نخبگی تثبیت شده و به‌تدریج سایر ابعاد مانند &amp;laquo;تأثیرگذاری اجتماعی&amp;raquo; با نوساناتی همراه و حتی در دوره‌های متأخر تضعیف شده است. به‌طور کلی، این پژوهش نشان می‌دهد که مفهوم نخبگی نه یک امر ثابت، بلکه برساخته‌ای تاریخی&amp;ndash;گفتمانی است که در تعامل با ساختارهای آموزشی و تحولات اجتماعی، دچار دگرگونی مستمر شده است.</Abstract>
    <OtherAbstract Language="FA">پژوهش حاضر با رویکردی تبارشناسانه به بررسی تحول مفهوم نخبگی از آغاز شکل‌گیری آموزش‌وپرورش مدرن در ایران می‌پردازد. در این راستا، با بهره‌گیری از تحلیل گفتمانی به‌عنوان چارچوب روش‌شناختی، تلاش شده است تحولات تاریخی و اجتماعی هر دوره به‌صورت افقی مورد واکاوی قرار گیرد تا سازوکارهای شکل‌گیری و بازتولید گفتمان‌های نخبگی شناسایی شود. مسئله اصلی پژوهش، تبیین نحوه مواجهه گفتمان‌های حاکم بر نظام آموزشی ایران با مفهوم نخبگی در مقاطع مختلف تاریخی و شناسایی مؤلفه‌های برساخته این مفهوم در بستر کنش‌های آموزشی و اجتماعی است. نقطه آغاز این سیر تاریخی، دوره قاجار در نظر گرفته شده است؛ دوره‌ای که به‌واسطه شکل‌گیری آموزش‌وپرورش نوین و تأسیس مدرسه رشدیه توسط میرزاحسن تبریزی، زمینه‌های تحول در تعریف نخبگی فراهم شد. یافته‌ها نشان می‌دهد که مفهوم نخبگی در طول زمان، تحت تأثیر تحولات گفتمانی، از الگوهای سنتی مبتنی بر نجابت و منزلت اجتماعی به سوی الگوهای مدرن‌تر مبتنی بر سنجش‌پذیری آموزشی و معیارهای روان‌سنجی حرکت کرده است. در این چارچوب، سه گفتمان غالب شامل &amp;laquo;نجیب‌زادگی&amp;raquo;، &amp;laquo;امتحان‌محوری&amp;raquo; و &amp;laquo;روان‌سنجی‌محوری&amp;raquo; شناسایی شد که هر یک متناسب با شرایط تاریخی و اجتماعی، نقش تعیین‌کننده‌ای در بازتعریف نخبگی ایفا کرده‌اند. همچنین نتایج حاکی از آن است که با ورود آموزش رسمی به عرصه تربیت نخبگان و غلبه معیارهای نهادی‌شده آموزشی، شکافی معنادار میان تلقی اجتماعی از نخبگی و تعریف رسمی آن در نظام آموزشی پدید آمده است. در این میان، &amp;laquo;دانش&amp;raquo; به‌عنوان شاخص غالب نخبگی تثبیت شده و به‌تدریج سایر ابعاد مانند &amp;laquo;تأثیرگذاری اجتماعی&amp;raquo; با نوساناتی همراه و حتی در دوره‌های متأخر تضعیف شده است. به‌طور کلی، این پژوهش نشان می‌دهد که مفهوم نخبگی نه یک امر ثابت، بلکه برساخته‌ای تاریخی&amp;ndash;گفتمانی است که در تعامل با ساختارهای آموزشی و تحولات اجتماعی، دچار دگرگونی مستمر شده است.</OtherAbstract>

    <ObjectList>
      <Object Type="keyword">
        <Param Name="value">تبارشناسی، نخبگی، گفتمان، آموزش‌وپرورش نوین، اسناد تاریخی.</Param>
      </Object>
    </ObjectList>

    <ArchiveCopySource DocType="pdf">/downloadfilepdf/13122</ArchiveCopySource>
  </Article>
</ArticleSet>
